شعری از حمید مصدق
خواب رویای فراموشیهاست ، خواب را دریابیم
که در آن دولت خاموشیهاست
من شکوفایی گلهای امیدم را در رویاها می بینم و ندایی که به من می گوید :
گر چه شب تاریک است ، دل قوی دار، سحر نزدیک است
دل من در دل شب خواب پروانه شدن می بیند
مهر در صبحدمان داس به دست ، خرمن خواب بمرا می چیند
مرثیه ای برای اینده
برای من نگریید برای من که خسته زخم شلاق هایتان هستم
برای من که هر روز ارزوی مرگ خویش میکردم
ای بیخبران دیار بی خبری به چه کارید
با لاله هایی که سرخ فام و سرخ روی سر بر خاک نهادند
وداعی شرمگون داشتید و اینک پای ابله با زنگار نفرت و کینه بر دوراهی تردید و هراس
ایستاده اید
وطن
بگذارید این وطن دوباره وطن شود.
بگذارید دوباره همان رویایی شود که بود.
بگذارید پیشاهنگ دشت شود .
و در ان جا که آزاد است منزلگاهی بجوید
لنگستون هیوز
موسیقی درمانی در ایالات متحده
دو د
در ایلات متحده دو موسسه وجود دارد که تعیین استانداردهای لازم را برای موزیک تراپیستها بر عهده دارند.انجمن ملی موسیقی درمانی یا NAMT که در سال 1950 تاسیس شد و انجمن موسیقی درمانی امریکایی یا A.A.M.T که در سال 1971 پایه گذاری شده است . دانشجویان باید 4 سال تحصیلی دوره ببینند که در مدارس موسیقی تآیید شده از سوی انجمن ملی و در کلینیک های آموزشی گذرانده میشود.
این دو انجمن با برنامه متفاوتی به دانشجویان درس می دهند. انجمن A.A.M.T آزادی عمل بیشتری را به مدارس تابعه خود از نظر طرح درس و ارائه واحدهای درسی داده است. از سال 1981 انجمن ملی موسیقی درمانی یا N.M.A.T دوره لیسانس موسیقی درمانی را با گذراندن 133 واحد پایه ریزی کرد. واحد موسیقی شامل تاریخ موسیقی ، تئوری موسیقی ، اجرا ، تکنیکها ی سازی و اجراهای دسته جمعی است که 45% از دوره را شامل می شود . در زمینه موسیقی درمانی نیز واحدهایی چون قواعد و اصول موسیقی درمانی ، روانشناسی موسیقی و تمرینات عملی که 15% از دوره را شامل می شود. واحدهای عملی در زیست شناسی و علوم رتاری شامل آناتومی ، روانشناسی پاتولوژیک و کودکان استثنایی 15% دوره را به خود اختصاص می دهند. 20% واحدها به دروس عمومی و 5% نیز دروس اختیاری اختصاص داده شده است . این انجمن دو دوره انترنی و پیش انترنی نیز برای دانشجویان در نظر گرفته که جمعا 1040 ساعت می باشند. تحصیلات عالیه در رشته موسیقی درمانی تا مدرک دکتری ادامه دارد. دوره فوق لیسانس شامل سمینار و تحقیق در مورد موسیقی درمانی و کار در زمینه های ناتوانی است
سال نو مبارک
پلاس کهنه اندیشه را دور باید ریخت؛چه کم داریم من و تو از درخت و سنگ بی مغز زمین ای دوست ! بنگر ، بنگر، زمین هم
پوست می اندازد امروز .زمین و آسمان نو می شوند امروز . بباید ساخت طرحی نو در این هنگامه نوروز . بباید رفت تا فردا
زباد و نخوت دیروز .
امیدوارم سال جدید برای همه ایرانیان و فارسی زبانان و همه اونایی که عید باستانی نوروز رو جشن می گیرند سالی مملو از
سلامتی ، برکت و بهروزی باشه . همین طور برای خودم و خانواده ام آرزوی بهترینها رو در سال جدید دارم.
بزن ای طبل باران ، برقص ای بید مجنون ، بخوان آوازو سازی ، به گوش خاک محزون
بیایید سفره عشق ، بچینیم قاصدکها ، بذار آن سین تازه ، به جای سوز و سرما
موسیقی و موزیک نوروژنز و تولید و ترمیم نورونها را آسان می کند (3)
مطالعه ای در مورد اثردرمانی موسیقی در طب
درسال2008 تحقیقی توسط چند تن از دانشمندان و متخصصین موسیقی و پزشکی بر روی 60 بیمار مبتلا به سکته مغزی در دانشگاه هلسینکی انجام شد.
هدف از این مطالعه پاسخ به این سؤال بود که آیا شنیدن موسیقی به صورت روزانه می
تواند در بهبود اختلالات عملکرد شناختی واختلالات خلقی به جامانده از سکته مغزی
اخیر تأثیر داشته باشد و آنرا تسریع و تسهیل کند ؟
بیماران انتخابی برای این مطالعه کسانی بودند که در فاز بهبود سکته مغزی ناشی از
انسداد شریان اصلی مغز یعنی شریان مغزی میانی (MCA ) قرار داشتند این بیماران به
گروههای متفاوتی مثل گروه موسیقی درمانی ، گروه گفتار درمانی و گروه کنترل تقسیم
شدند . گروه گفتار درمانی افرادی بودند که برای انها کتابهای صوتی بدون موزیک پخش
می شد ولی در گروه موسیقی درمانی موسیقی همراه با کلام نیز پخش می شد .
لازم به ذکر است که فرایند گوش دادن و تحلیل یک آهنگ یا موزیک در مغز توسط ناحیه
ای انجام می شود که شریان مغزی میانی مسئول خونرسانی به آن ناحیه می باشد
بنابراین در این بیماران معمولا این فرایند تا حدودی مختل می شود و این فرضیه مطرح
می شود که موسیقی علاوه بر تأثیر روی اعمال شناختی و حافظه باعث تأثیر بر روی
نواحی سالم مغز و نواحی اطراف ضایعات مغزی بعد از سکته می شود و میزان تحریک
پذیری آنها را بالا می برد از آنجا که گوش دادن به موزیک باعث تحریک دوطرفه مغزمی
شود - خصوصا اگر این موسیقی ریتمیک و همراه با شعرو ریتم باشد- محققان این
فرضیه را نیز مطرح کرده اند که موسیقی ریتمیک تآثیر بیشتری از کلام بدون موسیقی در
بهبود سکته مغزی یکطرفه دارد . در طول دوماه بررسی و مطالعه بر روی این بیماران ، دو
گروه موسیقی درمانی و گفتار درمانی محصولات شنیداری دلخواه خود را گوش می
دادند در حالی که گروه کنترل هیچ محرک صوتی نداشتند . به علاوه تمام بیماران از
مراقبت های عمومی لازم به طور یکسان برخوردار بودند تمامی این بیماران ارزیابی
نوروسایکولوژیک هم می شدند به این صورت که در هفته اول ، ماه سوم و ماه ششم از
لحاظ شناختی و خلق و خوو کیفیت زندگی توسط پرسشنامه های ویژه ای مورد
بررسی قرار می گرفتند . نتایج این تحقیق نشان داد که بهبود در زمینه حافظه کلامی یا
verbal memory و توجه متمرکز یا focused attention در گروه موسیقی درمانی به طور
چشمگیری بیشتر از گروههای گفتاردرمانی و گروه کنترل بود همچنیین بیماران گروه
موسیقی درمانی کمتر از دیگر گروهها دچار خلق افسرده و confused mood می
شدند .این آزمایشات برای اولین بار ثابت کرد که شنیدن موسیقی در مراحل اولیه بعد از
سکته مغزی می تواند باعث بهبود شناختی شود و مانع ایجاد خلق و افکار منفی در این
بیماران می شود . مکانیسم نورونی مسئول این نتایج هنوز ناشناخته است
موسیقی و موزیک ، نوروژنز و تولید و ترمیم نورنها را آسان می کند2
در مورد سیناپس های سلول عصبی باید گفت که سیناپس رابطه ای است بین دوسلول عصبی که باعث انتقال پیام می شود .هر چه سرعت انتقال این پیامه بیشتر باشد سرعت انجام اعمال پیچیده بیشتر می شود . در مطالعات حیوانی صورت گرفته در مورد دستگاه عصبی دریافته ایم که بعد ز سکته های مغزی محیط مناسب و محیط های دارای عوامل تحریکی زیاد باعث بازگردندان عملکرد سیستم عصبی آسیب دیده با سرعت زیاد می شود ولی این مطالعات در مورد انسان کمتر انجام شده است . در انسانها گوش دادن به موسیقی باعث فعال شدن شبکه ای از نواحی مختلف مغزی مرتبط با توجه (attention ) و حافظه (memory ) و عملکرد حرکتی و فرایند های عاطفی می شود . گوش دادن به موسیقی همچنین باعث ارتقای عملکرد مربوط به عواطف و شناخت (cognition ) میشود .نقش بالقوه موسیقی در بازتوانی نورولوژیک (عصبی ) هنوز هم مورد بررسی است
شعری از حمید مصدق
تو به من خندیدی و نمی دانستی
من به چه دلهره از باغچه همسایه
سیب را دزدیدم
باغبان از پی من تند دوید
سیب را دست تو دید
غضب آلوده به من کرد نگاه
سیب دندان زده از دست تو افتاد به خاک
و تو رفتی و هنوز
سالهاست که در گوش من آرام آرام
خش خش گام تو تکرار کنان
می دهد آزارم
و من اندیشه کنان غرق این پندارم
که چرا خانه کوچک ما سیب نداشت

